گاه نوشت های من

متن مرتبط با «هفت» در سایت گاه نوشت های من نوشته شده است

گزارشی از هشتاد و هفت

  • نیلوبلاگ

    هشتاد و هفت در این مقاله تلاش کرده‌ایم تمامی اطلاعات مهم مربوط به «هشتاد و هفت» را به صورت خلاصه، دقیق و کاربردی در اختیار شما قرار دهیم. در ادامه، تمامی اطلاعات موجود درباره این موضوع به صورت یکجا گردآوری شده است تا بتوانید بدون نیاز به مراجعه به منابع مختلف، جزئیات کامل را مطالعه کنید. خب کنکورو که خراب کردم . طبیعی ام بود دیگه این دوماه آخر اونجوری که باید نخوندم. دارم انتخاب رشته میکنم واسه علوم. شهرستانم میزنم ولی نه هر شهرستانی . احتمالا قبول نشم . تا خدا چی بخاد.شایدم مجبور شم بمونم...

    ادامه مطلب
  • هشتاد و هفت

  • نیلوبلاگ

    خب کنکورو که خراب کردم . طبیعی ام بود دیگه این دوماه آخر اونجوری که باید نخوندم. دارم انتخاب رشته میکنم واسه علوم. شهرستانم میزنم ولی نه هر شهرستانی . احتمالا قبول نشم . تا خدا چی بخاد.شایدم مجبور شم بمونم دوباره بخونم . دمبال کار ام میگردم . دارم رزومه میفرستم . دیگه هر کاری باشه میرم خسته شدم از تو خونه موندن . یه ماه پیش به کاوه پی ام دادم . داریم با هم حرف میزنیم. قراره بعد 40 سالگی ازدواج کنیم . ول نمیکرد که میگف بیا با هم باشیم . کلا که هیچ حسی بهش ندارم ولی تا چهل باید صبر کنم . چند روز پیش فال گرفتم . فال کلی . مشخصه خل شدم یا نه هنوز ؟دو هفته پیش تو نمایشگاه پ.م بهم گف ازم خوشش میاد بعد از حقیقت شجاعت . چقدر خوش گذشت اون روز بهم . بخوانید...

    ادامه مطلب
  • هفتاد و هشت

  • نیلوبلاگ

    از به یاد موندنی ترین عیدای زندگیمه . یه حس تناقض خیلیییی زیادی توشه . معمولا ما هر سال عید یریم شمال که اسال نرفتیم و موندیم خونه و من همش دارم با س درس میخونم . اینکه عیده ولی هیشکی خونه هیشکی نمیره...

    ادامه مطلب
  • هفتاد و شش

  • نیلوبلاگ

    دیروزامتحانام تموم شد . آخرین امتحان . بیوشیمی فیزیک . انننقد ام چرت بود و مزخرف که همه جمع شدیم پشت در مدیر آموزش و نامه نوشتیم و امضا و اینا که یه کاری کنن برامون که همه ترم آخریم . بعدم اومدم و با...

    ادامه مطلب
  • هفتاد و هفت

  • نیلوبلاگ

    این هفته به قددددری باید درس بخونم که الان در تعجبم که وقتی میدونم کلی درس دارم چرا اومدم آپدیت میکنم .آقا یه چیزی ولی . یه پسره س تو کلاسمون . بن . این اصن نمیدونم چرا انقد رو مخ منه !! اننننقد ام خج...

    ادامه مطلب
  • هفتاد و پنج

  • نیلوبلاگ

    قسمت 7 از فصل 3 this is us رو دیدم و از ته ته دلم ذوق کردم و مردم برای جک و بِک! خواستم اینجا بنویسم که امیدوارم همهههه یه زوج بشن با عشقشون مث جک و بک و عشقشون مداااوم باشه !دو سه تا آپدیت کنم ! ا...

    ادامه مطلب
  • شصت و هفت

  • نیلوبلاگ

    سعدی خیلی قشنگ نوشته :اگرچه دل به کسی داد، جان ماست هنوز ......

    ادامه مطلب
  • هفتاد

  • نیلوبلاگ

    آقای میم ، اومدی مث نور رد شدی. درسته خودم گفتم برو ولی دچار کردی و رفتی .دیشبدیگه خیلی دلم برات تنگ شد . تشکر بهونه بود . اومدم باهات حرف بزنم دلم آروم شه . نمیدونم چرا دیگه به رو خودش نمیاره ...غز...

    ادامه مطلب
  • هفتاد و یک

  • نیلوبلاگ

    دخترا با گوششون عاشق میشن و پسرا با چشمشون ...و تو ، آقای میم ، به شدت اینو میدونی و بلدی منو چجوری مسخ کنی !اینکه راجع به غر زدنم اونجوری نوشتی ، حس کردم تا آخر عمرم دلم میخاد پیشت بشینم و غر بزنم ...

    ادامه مطلب
  • هفتاد و دو

  • نیلوبلاگ

    دیشب این موقع به قدری حالم بد بود که فقط توان گریه کردن داشتم !دیشب از موقعی که رسیدم حالم خوب بود . خیلی خوب بودم کلی ام با ش.ش خندیدم !! بعد کم کم بقیه اومدن . بعد خواهر آقای الف اومد . همش منتظر بو...

    ادامه مطلب
  • هفتاد و سه

  • نیلوبلاگ

    یسری از فیلمای اون شبو دیدم دیروز . هر چی نگاه کردم همش آقای الف سرش پایین بود . یا بقیه رو دید ولی مطمئنم منو ندید !!! ینی توهم زدم ؟! ینی بازم نمیدونه ؟ محاله به خدا !!دارم دیگه دیوونه میشم :/از کا...

    ادامه مطلب
  • هفتاد و چهار

  • نیلوبلاگ

    نمیدونم چرا اصلا حوصله آپدیت کردن ندارم ..به هر حال . اومدم بنویسم یسری چیزارو20 واحد پاس شد دست و جیغ و هوراااا :))آقای میم بلاک شد از صد ناحیه . عمو ب یه چیزایی بهم گفت و یه چیزایی تعریف کرد که واا...

    ادامه مطلب
  • پنجاه و هفت

  • نیلوبلاگ

    رضا جواب داد . یه جوری حرف میزنه انگار داره با یه دختری حرف میزنه که دقیق نمیدونه کدوم یکی از دخترا بوده ! ینی در واقع کدوم نوع ازدخترا بوده !! انگار همزمان با صد تا دختر در حال تجربه ی روابط مختلف بوده !وای خدایا باورم نمیشه ... میگه دقیق یادم نمیاد با تو تا چه حد پیش رفتم !!چه حماقتایی میکنیم و چقد دیر میفهمیم !!!...

    ادامه مطلب
  • بیست و هفت

  • نیلوبلاگ

    امرو اتاقمو جم کردم . راضی ام از خودم :) این هفته ممکنه خاهر آقای الفو ببینم . یه جوری استرس دارم انگار قراره خودشو ببینم :)))))دمدوم پزشکی ام باید برم . امتحان ام دارم ! ایشالا پست بعدی از همه ی اینا خلاص میشم !! ایشالا دو هفته بعد ام بلخره حقوقمو بدن کصافتاااا :/ دلم برا فاطی و سمیه میسوزه. دیروز کن،کور داشت . صب امیر با دعوا فرستادتش سر جلسه. آدم انقد بی ملاحظه ؟! فردارم که خدا به خیر کنه ! ...

    ادامه مطلب