خب کنکورو که خراب کردم . طبیعی ام بود دیگه این دوماه آخر اونجوری که باید نخوندم. دارم انتخاب رشته میکنم واسه علوم. شهرستانم میزنم ولی نه هر شهرستانی . احتمالا قبول نشم . تا خدا چی بخاد.شایدم مجبور شم بمونم دوباره بخونم . دمبال کار ام میگردم . دارم رزومه میفرستم . دیگه هر کاری باشه میرم خسته شدم از تو خونه موندن .
یه ماه پیش به کاوه پی ام دادم . داریم با هم حرف میزنیم. قراره بعد 40 سالگی ازدواج کنیم . ول نمیکرد که میگف بیا با هم باشیم . کلا که هیچ حسی بهش ندارم ولی تا چهل باید صبر کنم .
چند روز پیش فال گرفتم . فال کلی . مشخصه خل شدم یا نه هنوز ؟
دو هفته پیش تو نمایشگاه پ.م بهم گف ازم خوشش میاد بعد از حقیقت شجاعت . چقدر خوش گذشت اون روز بهم .
گاه نوشت های من...ما را در سایت گاه نوشت های من دنبال میکنید
برچسب:
نویسنده:
بازدید: 64