حالا فعلا حضرت جلوس کرده منتظره چاییش دم بکشه و خیالش الان راحته که اعصاب خوردیشو سر من خالی کرده و به به چه زندگی خوبی فراهم کرده و خبر نداره منم اعصابمو تو چایی خالی کردم و براش دو پیمونه چایی با یه گالن آب ریختم دم بکشه :))))) یه رب دیگه که آب زیپو خورد به جای چایی تازه میفهمه احترام چجوری و چه شکلیه :)
گاه نوشت های من...ما را در سایت گاه نوشت های من دنبال میکنید
برچسب:
نویسنده:
بازدید: 91