پنجاه و نه

خرید بک لینک
خپ .

دانشگاه که نرفتم امروز سه تاش تشکیل نمیشد ملوم نیس دوتای دیگه تشکیل میشه یا نه . سه شنبه رفتم ولیعصر ولی . با داداش رفتم . گفتم خودم خرید دارم خودم میخام حساب کنم . و خاک تو سرم که خودم حساب کردم :))) ولی عوضش چیزای خوبی خریدم .یسری لوازم تحریر و یه دفتر که نمیدونم چرا خریدمش ولی صد بار دیگم برگردم میخرم چون خیل خوشگل بود و سایزش ارین بزرگا بود که من خیلی حال میکنم و باهاشون راحت ترم ولی نمیدونم برا چی استفادش کنم . کلا کلاسورمم بزرگه ازین چار سوراخه ها . خیلی راحت تره برام برگه بزرگتر از معمولی . نمیدونم چرا حالا :)) علاوه بر اون یه کتابم خریدم . بهش گفتم منو نبر سمت کتابفروشیش . گف من کتاب میخام گفتم خب تنهایی برو گف نمیشه :/ لوس :/ کتابم نخرید فقط منو انداخت تو خرج اضافه . دست خودم نیست نمیتونم بین یه عالمه کتاب قرار بگیرم و هیچی نخرم :)) بعدم که یه کوله گرفتم . فقط کولش خیلی مشکیه . میخام برم چنتا پیکسل ام بخرم از انقلاب ، بهش بزنم . کِیف کنم باهاش *.*

بعدشم رفتیم خونه مامانبزرگ . برا دلی چارتا ماژیک خریده بودم ازونجا انقد فسقلی بودن دلم رف براشون ! اندازه دست خودش بود در این حد :)) برا اینکه بوسم کنه بهش گفتم از ماژیکات خوشت اومد ؟! گف آره خیلی ! گفتم خب اصن تشکر نکردی ! گفت تشکر !! :)))) گفتم خواهش ولی باید بوس بدی :))

دیروزم رفتم ه . اولا که آقای ا برگشت جلوی اسدزاده ( که ازش متنفرم ) گف اینو میبینی ؟! من روز اول فک میکردم چقد خانوم و آرومه و ناز میاد و میره . (حالا اصن به اینش کاری ندارم )بعد گف ببیییین !! یه جوری سر مسابقات میومد اینجا عین خاهرشوهر مادرشوهرا همه رو جر میداد باید میدیدیش !!

ینی من فقط مونده بودم که یه آدم چقد میتونه از کنترل خارج بشه که برگرده همچین حرفیو راجه به یه دختری بزنه که در حد همکارن با هم ! دفترمو برداشتم ، گفتم واقعا دستتون درد نکنه منو باش که اونهمه اونجا سعی کردم جو رو آروم نگه دارم . بعدم به آقای ص گفتم من میرم تو اتاقم . دارم میام بیرون برگشته دمبالم میگه عهههه زشته این چه حرکتیه میکنی برا چی میری !! وای خدایا چقد یه آدم میتونه بیشعور باشه !!! بعدم که محل سگش نزاشتم و ص بهش گف ناراحت شده دیگه جلو اسدزاده اونجوری گفتی بهش . کاش بفهمن اگه دوبار باهاشون میخندیم دلیل نمیشه افسار پاره کنن هرچی دوس دارن با هر ادبیاتی بگن !

بعدم که پوستر جمعه رو درست کردم . خیلی خوب شد رئیسم خوشش اومد گف بنرشو درست کنین . الانم باید برا سه شنبه یه پوستر دیگه درست کنم. دیروز فقط یه اتفاق وحشتناک افتاد که نمیدونم اصن میتونم سه شنبه برم یا نه . ینی روم میشه یا نه ! سوتی دادم تو گروه یه چیزی گفتم حواسم نبود آقای ص توی گروهه ! وای خدایا میخاستم بشینم کنار خیابون گریه کنم برا خودم !! پاکش کردم ولی دیده بود دیگه چه فایده . وای افتضاح بود . حالا جالبه هیشکی ندید پی اممو ، عَد آقای ص دید !!! از بچه ها که زنگ میزدن میپرسیدن برا جمعه میای یا نه و تعریف میکردم براشون ریدمانمو فقط میخندیدن میگفتن اشکال نداره بابا بعد دوباره میزدن زیر خنده ! وای کاش یادش بره تا سه شنبه ! اصن روم نمیشه تو روش نگا کنم !!

گاه نوشت های من...

ما را در سایت گاه نوشت های من دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 82 تاريخ: جمعه 3 اسفند 1397 ساعت: 14:50

صفحه بندی