چهل و نه

خرید بک لینک
امتحان اول تموم شد . یه جوری سوال داده بود میخواستم ببینم فقط انگیزش چی بوده ازین مدل سوالا ! انتظار 16-17 دارم ولی اگه بیشتر ام بده به همون اندازه فوش میخوره که کمتر بده بهم :))) بابا این چه مدل سوال دادن بود!!!

برا امتحان فردا زدم به جاده ی بی خیالی . خیلی خوندم ولی خیلی سخته و قطعا توی 7 ساعت ام نمیرسم تمومش کنم !

از امتحان که اومدم بیرون سمیه و زهرا و انسیه و مهشاد وایساده بودن منتظرم . کل راه برگشتو توی مترو داشتیم میخندیدیم . عین اراذل اوباش :)))))) توی ایسگاه که با مهشاد پیاده شدیم ، یه دختره رو دید و شرو کردن با خنده به هم سلام کردن . بعد گفتن از صب همدیگه رو هی میبینن . میخوان ببینن تا کجا قراره همدیگه رو همراهی کنن :)))) ولی خب دم در بیرونی با هم خدافظی کردن و دختره با من اومد تا سر بزرگراه . اسمش مروارید بود . هم رشته ی منه منتها یه ترم بالاتر .

یهو یاد اون روز افتادم که استاد آزمایشگاه بیوشیمیمون میخواست بگه چجوری جزوه رو تهیه کنیم .

گف : بچه ها برید از کانکس بگیرید . یه جزوس که هر ترم همه اساتید بیوشیمی همونو ارائه میدیم .

ما : استاد کانکس بسته شده .

استاد : خب اشکالی نداره میتونید از سینیوراتون بگیرید

ما :

استاد : چی شده الان مشکل چیه ؟

ما : استاد سینیور چیه ؟

استاد : دانشجوهایی که زودتر از شما اومدن دانشگاه دیگه . ترم های بالاتری هستند .

ما : اوووووو استاد سینیور !!!

استاد : بله مگه شماها چی میگین ؟

ما : ترم بالایی !!

استاد :

گاه نوشت های من...

ما را در سایت گاه نوشت های من دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 92 تاريخ: سه شنبه 23 بهمن 1397 ساعت: 14:24

صفحه بندی