خل میشم آخر سر توی این خونه . همسایمون داره مث هر سال عشق و حال میکنه توی حیاط آتیش درست کردن و دوستاشون جم شدن خونشون دارن کلی میخندن و مسخره بازی و اینا . ما مث هر سال کسل و داغون توی خونه نشستیم داریم به افسردگیمون میپردازیم .
سمیه م لابد الان با شوهرشه چون قرار بود بیاد خونشون . 5 ساعت ام هس آنلاین نشده .
وای کی میشه منم برم و این روزای عمرمو بتونم لااقل یه ذره خوش باشم و استرس کارای بابام و بی تفاوتیای مامانم مدااااااام بهم نچسبیده باشه ؟!
گاه نوشت های من...ما را در سایت گاه نوشت های من دنبال میکنید
برچسب:
نویسنده:
بازدید: 91