ا س م ا گفته بود که برم به جاش امتحان بدم . خیلی خواهش و اینا نکرد فقط یکی دوبار توی رستوران گفت و تا برسیم به مترو هی مسخره بازی درمیاوردیم که من قراره برم به جاش امتحان بدم . بعد من واقعا جدی گرفتم و بهش گفتم فردا کتاب بیار لااقل یه ذره بخونم که نیوفتی . گف باشه میارم . بعد فرداش ندیدمش . اونم زنگ نزد و مسلمن اون باید پیگیر من میبود که بهم کتاب برسونه نه من پیگیر که تروخدا بیا بهم کتابتو بده که برات درس بخونم :/ بعد دیگه ازش خبری نشد . دیروز پی ام داد که مشروط میشم و اینا ، گفتم بگو قصد واقعیت چیه از گفتن به من :)) فک کردم میخاد مثلن پی دی اف کتابو بفرسته برام . گف قصد خاصی ندارم . همینجوری گفتم . یهو ناراحت شد :/ گفتم عه فک کردم به خاطر امتحان فردا میخای بگی . گف نه من نمیخام زورت کنم که . چه برداشتایی میکنی ... :/ خب ا س م ا یی که هیچوخ با من حرف نمیزنه برا چی باید یهو بیاد به من بگه که مشروط میشه ؟!؟!؟ منم یه ایموجی فرستادم و دیگه هیچی نگفت . درنتیجه من یه چیزی الان بدهکار ام شدم :/
بخام نگا کنم ببینم واقعا لیاقت داره یا نه ، صد در صد به این نتیجه میرسم که نداره ! چون هیچ کاری برا من نکرده که هیچ ، سی دیامو که داده به عارفه هنوز ازش نگرفته که برگردونه بهم و من خودم دارم هی به عارفه میگم که تروخدا سی دیامو بیار !! بعدم اگه پاش بیوفته من بعید میدونم ا س م ا برا من همچین کاری بکنه . ولی یه حس عذاب وجدانی دارم . نمیدونم چرا . به من چه خب اصن اون کتابو نداده به من بخونم. من که نمیتونم بگم تروخدا بهم کتاب بده به جات بخونم . من خیلی عادی رفتار کردم . اگه خیلی مهم بود براش دوباره میگفت خودش :/
نمره هامم هنوز هیچی نیومده .
میخاستم با عاطی برم امروز بیرون . بعد دیدیم هیشکی نمیاد . کنسل کردیم که یه روز دیگه بریم . یه روز توی همین هفته . امیدوارم خواهر آقای الف بیاد . عکس بگیریم بزاره توی اینستاش و آقای الف منو ببینه :(
میخام بگم دوشنبه سمیه بیاد خونمون . قسمت اول شهرزاد میاد . با هم ببینیمش .
گاه نوشت های من...ما را در سایت گاه نوشت های من دنبال میکنید
برچسب:
نویسنده:
بازدید: 94