سی و پنج

خرید بک لینک
امروز به آقای الف پی ام دادم !! دلم درد گرفت از استرس ولی خب همه چی خوب پیش رفت . سوتی و اینام ندادم . فقط و فقط خیلی مودبانه و رسمی راجه به کار حرف زدم . و جوری حرف زدم که انگار مجبور شدم و همینجوری و به دلخواه نیومدم باهاش حرف بزنم . قراره فردا بهم جواب بده .

اون لحظه ی اولی که میخاستم پی ام بدم فقط میلرزیدم . انقد آب قند خوردم تا یه ذره تونستم خودمو کنترل کنم و تایپ کنم . ولی بعدش که دوباره میخاستم جواب بدم آروم تر بودم . شاید چون خودش خیلی خونسرد و آروم جوابمو داد خودمم آروم گرفتم ...

فقط خدا باید کمکم کنه فردا ببینم چطور پیش ببرم . حتما ام اجباری نیست که کاری که میخایم جور بشه فقط گند نخوره به چیزی !

تصمیمم اینه که همینجوری باشم جلوش . مودب و موقر . عصبانی نشم و خودمو خیلی کنترل کنم حتی اگه رفتاری دیدم از مردی که عاشقشم و توقع نداشتم ازش .

این اولین کانتکت مستقیممون بود که به معنای واقعی با همدیگه حرف زدیم !!

گاه نوشت های من...

ما را در سایت گاه نوشت های من دنبال می‌کنید

برچسب: پنج, نویسنده: بازدید: 104 تاريخ: جمعه 27 مرداد 1396 ساعت: 7:07

صفحه بندی