
همش حوصله نداشتم پست بزارم . امشب پست نزارم دیگه خل میشم !!! به سمیه گفتم لطفا یه کاری برام بکن ولی سوال نپرس . دوساعت سوال پیچم کرد واصراااااار که بگم عاشق کی شدم . منم نگفتم و نگفتم و نگفتم تا آخرش اعصابم خورد شد وگفتم که اگه انقد خودخواهی که وقتی بهت میگم اذیت میشم و نمیگم و عاشقی میمونه بهم و جدی میشه و داغون میشم ، بازم اصرار داری که بگم باشه میگم . انقد اصرار نمیکرد فردا بهش میگفتم . نمیدونم چه مدل عاشقیه که وقتی نمیبینمش اتقد دیوونه میشم ولی وقتی میبینمش در ثانیه ی اول همش از سرم میوفته ! شاید خیلی بزگتر از اونی که هست دارم توی ذهنم مجسم میکنمش و به...
ادامه مطلب