
حسین آقا ام رفت ... باورم نشده هنوز . از گریه ی پسر و زنش گریم گرفت ولی واقعا باورم نشده ...xa0 هرچی میگذره از سروش و خانوم دکتر پ بیشتر بدم میاد !!xa0 تحمل مریم حتی نفس کشیدناش ام ، زجر آوره !!!xa0 انقد امروز خسته شدم و خابم گرفته که توی ماشین هی میخابیدم !! :)))))xa0 از ظهر اونجا بودیم. خیلی جمعیت بود ولی همه ساکت بودن . خیلی جو بدی بود :((xa0 کلی ظرف شستم ، کلی کمک کردم . حداقل یه مقدار از عذاب وجدانم کم شد .xa0 دارم از خستگی از هم میپاچم :)))))))...
ادامه مطلب